عنوان کامل پایان نامه :

 تأثیر سازمان های ایمان محور در مدیریت و توسعه پایدار محله های شهری

قسمتی از متن پایان نامه :

متکلّمان ادیان، گاهی میان ایمان و تجربه عرفانی، به نوعی مغایرت قایل‏اند. آنها می‏گویند: فاصله و مسافت ایمان و خداوند، هیچگاه نمی‏تواند، واسطه بخورد. اما عارفان کوشش دارند که ذهن را با معانی و مفاد بلا شرط عرفان، یکی ساخته و آن را با منبع هستی، ارتباط دهند و سرانجام، آنها را متحد سازند. امّا این مغایرت بسیار محدود می باشد. قطعاً، تصوّف و عرفان، از این بُعد نامحدود میان موجود محدود و بی‏نهایت، به خوبی آگاهی دارد، و یک زندگی از مراتب ابتدایی«وحدت با ذات حق» را می‏پذیرد، و به ندرت تبیین می‏دهد که این زندگی، با مرحله «جذبه نهایی» چگونه صورت می‏گیرد. فرد مومن،در ایمان عرفانی، قطعاً، ایمان دارد؛ اگر او را، با این بینش درونی، و اشراق باطنی مورد مطالعه واقع کرده و ملاحظه نماییم. به مانند عشاء ربانی، عرفان نیز، یک نمود و شکلی از تجلّی ایمان می باشد و قطعاً در قلمرو ادیان، همان‏طوری که عناصری از مراسم عبادتی هست، حتماً یک تصوّف و عرفان هم، در هر شکل ایمان، دیده می‏گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-4-6-2 ایمان اومانیستی ( سکولار )

این مطلب، حتی در مورد نمود هستی‏گرایانه ایمان اومانیستی نیز، حقیقت دارد. البته، ملاحظه این نوع ایمان (اومانیستی) بسیار مهم و قابل اهمیت می باشد؛ زیرا اومانیستی، خود را با نوعی«فلسفه بی اعتقادی به مذهب ومتغایر با ایمان» معرفی کرده و وانمود می‏کند. آری این تعریف در مورد ایمان، درست می باشد، اگر ما، ایمان را « نوعی اعتقاد به هستی واعمال موجود ماورایی (خداوند) » تفسیر نماییم. اگر ایمان به عنوان فضای نوع ادراکی از هستی مطلق در ارتباط با او، مطرح می باشد، قطعاً اومانیسم نیز که به نوعی از هستی بحث می‏کند، به نمودی از ایمان، تصریح و دلالت دارد. اومانیسم محور هستی را بشر می‏داند. اومانیسم، نظریه‏ای می باشد بر محور بشر و دین «انسانیت» می باشد که اصالت دارد. حیات روحی، هنر، فلسفه، علم و سیاست، ارتباطات اجتماعی، اخلاق فردی، اختصار همه چیز بر محور بشر می‏چرخد، و همه‏ی ادراک و مفاهیم و ارزش‏ها، تنها با محوریت بشر رقم می‏خورد. برای فلسفه‏ی اومانیسم، خدا و ماورای طبیعت، مانیفست بشر می باشد. یعنی، این بشر می باشد که حتی مفهوم خدا را می‏سازد. گرایش به مطلق و بی‏نهایت بشر، خود بشر می باشد. در اندیشه اومانیسم، انسانیت به عنوان «خدا» مطرح می‏گردد. همه این مفاهیم و ارزش‏ها به بشر بر می‏گردد و در هستی و نوع وجود گرایانه او، اختصار می‏گردد.

اگر، با این احساس، یک اومانیست بگوید: که گرایش مطلق او، بشر می باشد، او، بشر را مطلق می‏بیند، منتهی در واقعیت محدود. تفاوت در اینجاست که شکل و نمود عشاء ربانی وعارفانه، بالاتر و برتر از محدودیتهای اومانیستی می باشد و کوشش می‏کنند که به علاوه از بشر و محیط او، به واقعیت مطلق (خدا) برسند، درحالی که اومانیست، در همان محدوده ی خود، باقی مانده و درجا می زند.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1 ) آیا سازمانهای ایمان محور از حیث مفهومی و کارکردی با سازمانهای محله محور قابل انطباق هستند؟

2) این سازمانها در شکل گیری و تقویت مدیریت و توسعه پایدار محله ای در محدوده مورد مطالعه (خصوصاً محلات منطقه 1 تهران) چه کارکردی می توانند داشته باشند؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه