تأثیر سازمان های ایمان محور در مدیریت و توسعه پایدار محله های شهری

قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

رویکرد روانشناختی به قدرت در ارتباط با توانمند سازی :

روانشناسان گرایش دارند تا قدرت یا کنترل را به عنوان عامل انگیزشی و یا باور مورد انتظار در درون فرد تعریف کنند .نظریه پردازان رویکرد روانشناختی به قدرت را به چند دسته تقسیم نموده اند که عبارت اند از :

الف ) قدرت به عنوان انگیزه : سامپسون[1] قدرت را به عنوان یک مکانیسم جبرانی برای غلبه بر عدم اطمینان وضعف در نظر می گیرد . این رویکرد قدرت را به صورت یک نیاز برای نفوذ یا کنترل بر دیگری در نظر می گیرند .

ب ) قدرت به عنوان ادراک کنترل : از دیدگاه فردی قدرت تجربه ادراک کنترل می باشد . آدلر[2] ادعا می کند که کنترل یک ضرورت درونی برای زندگی می باشد . پیامد های فقدان ادراک کنترل همچنین از نظر محققان در زمینه درماندگی آموخته شده مورد مطالعه قرار گرفته می باشد . در ماندگی آموخته شده به حالت روانشناختی ضعف های عاطفی ، شناختی ، انگیزشی، به عنوان نتیجه انتظارات عدم کنترل پیامد های آینده دلالت دارد .

پ ) قدرت به عنوان ادراک شایستگی : به عقیده روانشناسان ، باور افراد به توانایی خود برای انجام موفقیت آمیز فعالیت یا رفتار می تواند به احساس قدرت منجر گردد . این باور به شایستگی فدری به گونه عمومی به احساس خود-کارآمدی[3] فردی تصریح دارد . افراد این باور را براساس اطلاعات کارآمدی موجود شکل     می دهند ( Menon , Sanjay , 1995 ) . از نظر بندورا خودکارآمدی دارای سه مؤلفه می باشد :

لیاقت : اندازه دشواری وظایف که یک فرد عقیده دارد ، می تواند انجام دهد .

اعتقاد : آیا اعتقاد به لیاقت قوی می باشد یا ضعیف .

عمومیت : درجه ای که انتظارات می تواند در جایگاه ها تعمیم داده گردد ( Gist, E, 1987 ) .

[1]sampson

[2] Adler

[3] Self-efficacy

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1 ) آیا سازمانهای ایمان محور از حیث مفهومی و کارکردی با سازمانهای محله محور قابل انطباق هستند؟

2) این سازمانها در شکل گیری و تقویت مدیریت و توسعه پایدار محله ای در محدوده مورد مطالعه (خصوصاً محلات منطقه 1 تهران) چه کارکردی می توانند داشته باشند؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه