تأثیر سازمان های ایمان محور در مدیریت و توسعه پایدار محله های شهری

قسمتی از متن پایان نامه :

: اگر معنی و مفاد ایمان عرفانی این می باشد که از هر نوع چیز قابل تبیین، برتر و بالاتر می باشد، دیگر، در این فرض، چیزی وجود ندارد که آن را توصیف و تبیین نماید؟ آیا ایمان عرفانی، بر روی تجربه حضور امر قدسی (خدا) استوار نیست؟ باز در این فرض، اگر مفروض این باشد که ذات حق و وجود مطلق، از هر نوع تجربه ممکن بالاتر و برتر می باشد، این چنین تجربه‏ای چگونه ممکن می باشد؟

پاسخی که عارفان به این سوال داده‏اند، این می باشد که قطعاً یک فضا و قلمروی هست که ذات حق در داخل این جهان محدود، در آنجا حضور دارد. آن جایگاه «اعماق دل بشر و روح آدمی می باشد»، آری خداوند در اعماق روح آدمی حضور دارد. این اعماق روان، تنها نقطه ارتباط موجود محدود و نامحدود می باشد. برای نفوذ به این فضای زیبا و عمق روح آدمی، بشر بایستی خود را از همه امور فنا پذیر و محدود در زندگی عادی، خالی سازد. او، بایستی، همه تمایلات و امیال اولیه و ابتدایی را ترک گوید تا به این فضای عطر آگین وارد گردد. او بایستی پرستش خود را از ظواهر تشریفات عبادتی چنانچه مراسم عشاء ربانی، تبیین می‏کند فراتر ببرد، و از هرگونه تقسیم و دوگانگی وجود، حتی عمیق‏ترین و عامترین دوگانگی را میان فاعل و موضوع[1] کنار بگذارد، و به وحدت حقه حقیقی دست یابد؛ زیرا ذات حق، بالاتر و برتر از دوگانگی و تقسیم می باشد. آن کسی که می‏خواهد به حریم ذات حق برسد، بایستی به این دوگانگی درونی خود، از طریق تعمّق، تأمّل، تفکّر و وجد و جذب، پایان دهد تا به حریم متعالی ذات حق وارد گردد. ایمان، در درون این جنبش و نوسان روحی، در فضای امواجی می باشد که در مرحله محو و فنا در ذات حق می باشد. روح در این مرحله، تدریجاً به مطلق نزدیک می‏گردد، و برای پیوستن به نقطه اولی، بر می‏گردد و ناگهان در نقطه می‏افتد و در او محو می‏گردد. ایمان عرفانی، هیچگاه ایمان عبادتی و تشریفاتی را تحقیر و رد نمی‏کند، بلکه بالاتر از ایمان عبادتی، اوج می‏گیرد و در هر اقدام عبادتی، حضور دارد و تا آنجا پیش می‏رود که از اعمال ظاهری عبادتی، فراتر رفته و در ذات حق محو می‏گردد ( ابن بابویه ، محمد بن علی( شیخ صدوق ) ، 1380 ) .

متکلّمان ادیان، گاهی میان ایمان و تجربه عرفانی، به نوعی مغایرت قایل‏اند. آنها می‏گویند: فاصله و مسافت ایمان و خداوند، هیچگاه نمی‏تواند، واسطه بخورد. اما عارفان کوشش دارند که ذهن را با معانی و مفاد بلا شرط عرفان، یکی ساخته و آن را با منبع هستی، ارتباط دهند و سرانجام، آنها را متحد سازند. امّا این مغایرت بسیار محدود می باشد. قطعاً، تصوّف و عرفان، از این بُعد نامحدود میان موجود محدود و بی‏نهایت، به خوبی آگاهی دارد، و یک زندگی از مراتب ابتدایی«وحدت با ذات حق» را می‏پذیرد، و به ندرت تبیین می‏دهد که این زندگی، با مرحله «جذبه نهایی» چگونه صورت می‏گیرد. فرد مومن،در ایمان عرفانی، قطعاً، ایمان دارد؛ اگر او را، با این بینش درونی، و اشراق باطنی مورد مطالعه واقع کرده و ملاحظه نماییم. به مانند عشاء ربانی، عرفان نیز، یک نمود و شکلی از تجلّی ایمان می باشد و قطعاً در قلمرو ادیان، همان‏طوری که عناصری از مراسم عبادتی هست، حتماً یک تصوّف و عرفان هم، در هر شکل ایمان، دیده می‏گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Subject  and  Obgect

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1 ) آیا سازمانهای ایمان محور از حیث مفهومی و کارکردی با سازمانهای محله محور قابل انطباق هستند؟

2) این سازمانها در شکل گیری و تقویت مدیریت و توسعه پایدار محله ای در محدوده مورد مطالعه (خصوصاً محلات منطقه 1 تهران) چه کارکردی می توانند داشته باشند؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه