تأثیر سازمان های ایمان محور در مدیریت و توسعه پایدار محله های شهری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رویکرد جامعه شناختی به قدرت در ارتباط با توانمند سازی :

تأکید این رویکرد بر جنبه ساختاری زمینه تعاملات اجتماعی ، توزیع منابع کمیاب ، تقسیم کار متمرکز می باشد . باچاراچ و لاولر[1] فرق مفیدی بین قدرت و منابع قدرت در زمینه اجرایی یا مبادلات بین فردی ارائه داده اند . مبانی قدرت چیزی می باشد که دارنده قدرت را قادر می سازد تا رفتار دیگران را دستکاری و کنترل کند . منابع قدرت به ماهیت یاحالت کسب این منابع قدرت به وسیله دارنده قدرت تصریح می کند . فرنچ و ریون[2] پنج مبنای قدرت اجتماعی را تخصص ، پاداش ، اجبار ، قانون ، مرجعیت می داند .در مدل معروف A-B  ، قدرت A بر B  کارکرد مبانی قدرت می باشد .اغلب برداشت های قدرت در سازمان با منابع متعدد قدرت سروکار دارند . استلی و ساچادوا[3] عقیده دارند که در تعاملات سازمانی ، منابع قدرت به سه دسته تقسیم می شوند : اختیار سلسله مراتبی ، کنترل/ وابستگی منابع و مرکزیت شبکه . اختیار سلسله مراتبی مهمترین منبع رسمی قدرت در سازمان می باشد که به گونه گسترده بر مشروعیت مبتنی می باشد .فرد در جایگاه قدرت ، حق رسمی برای تصمیم گیری دارد . منبع مهم دیگر قدرت کنترل منابع می باشد . جایگاهی که فرصت برای کنترل منابع به مقصود کسب قدرت فراهم می کند .نهایتاً سازمان ها می توانند به عنوان یک شبکه ای از وابستگی های منابع نگریسته شوند که مرکزیت جایگاه معین در این شبکه به عنوان منبع اضافی قدرت اقدام می کند  ( Menon , Sanjay , 1995 ).

رویکرد روانشناختی به قدرت در ارتباط با توانمند سازی :

روانشناسان گرایش دارند تا قدرت یا کنترل را به عنوان عامل انگیزشی و یا باور مورد انتظار در درون فرد تعریف کنند .نظریه پردازان رویکرد روانشناختی به قدرت را به چند دسته تقسیم نموده اند که عبارت اند از :

الف ) قدرت به عنوان انگیزه : سامپسون[4] قدرت را به عنوان یک مکانیسم جبرانی برای غلبه بر عدم اطمینان وضعف در نظر می گیرد . این رویکرد قدرت را به صورت یک نیاز برای نفوذ یا کنترل بر دیگری در نظر می گیرند .

ب ) قدرت به عنوان ادراک کنترل : از دیدگاه فردی قدرت تجربه ادراک کنترل می باشد . آدلر[5] ادعا می کند که کنترل یک ضرورت درونی برای زندگی می باشد . پیامد های فقدان ادراک کنترل همچنین از نظر محققان در زمینه درماندگی آموخته شده مورد مطالعه قرار گرفته می باشد . در ماندگی آموخته شده به حالت روانشناختی ضعف های عاطفی ، شناختی ، انگیزشی، به عنوان نتیجه انتظارات عدم کنترل پیامد های آینده دلالت دارد .

[1] Bacharach & Lowler

[2] French & Revan

[3] Astley & sachadeva

[4]sampson

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5] Adler

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1 ) آیا سازمانهای ایمان محور از حیث مفهومی و کارکردی با سازمانهای محله محور قابل انطباق هستند؟

2) این سازمانها در شکل گیری و تقویت مدیریت و توسعه پایدار محله ای در محدوده مورد مطالعه (خصوصاً محلات منطقه 1 تهران) چه کارکردی می توانند داشته باشند؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه